![]() |
![]() |
|
| "یادمان جنگلبانان جان بر کف" |
|
نوپتسه 01/05/1385 در برابر گلوله ميایستم ؛ پس هستم! از وبلاگ دوست عزیزم، محمد درویش؛ و با تسلیت به همه کسانی که میدونند (و از این بابت نگرانند که) با ادامه روند فعلی در بهترین حالت، تا 100 سال دیگه هیچ جنگلی و کلاً هیچ چیزی به اسم محیط زیست تو ایران نداریم... نه؛ اينگونه نيست! دستكم ديگر باور دارم كه اينجا اينگونه نيست: عشق ميورزم، پس هستم؛ نه! در وادي محيط زيست و در دنياي حافظان بيادعاي طبيعت، محيطبانان و جنگلبانان رشيد و جان بركف اين ديار، اگر ميخواهي خودت را اثبات كني؛ اگر ميخواهي فريادت را به گوش آنان كه پنبه در گوش كردهاند و خود را به خواب زدهاند، برساني و خلاصه اگر ميخواهي اعلام كني كه هستي؛ كتك خوردن هم فايده ندارد (فقط بین سالهاي 1361 تا 1380 بيش از .۳۹۶ جنگلبان توسط قاچاقچيان چوب مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند) و تنها بايد در برابر گلوله قرار بگيري و نيست شوي! تا جامعهي غفلتزدهي ما صدايت را بشنود. محيط بان تبریزی در آستانه نابينايى مطلق
شاخهها پژمرده است داشتم فكر ميكردم، مگر ميشود؟ و اصلاً چگونه چنين چيزي ممكن است؟! كه يادم افتاد: تا به حال خانوادههاي حدود 80 تن از محيطباناني كه به شهادت رسيدهاند، حتا نتوانستهاند از حق و حقوق خانواده شهيد بهرهمند شوند، چه رسد به اينكه شاهد مجازات جنايتكاراني باشند كه عزيزانشان را اينگونه ناجوانمردانه، براي هميشه از ايشان گرفتهاند. حتا شنيدهام كه جنازهي مطهر برخي از اين شهيدان جان بر كف را – مانند همين يحيي شاه كوه محلي عزيز – اجازه ندادهاند تا در گلزار شهدا دفن كنند!! خندهاي كو كه به دل انگيزم؟ و در عوض متجاوزين به طبيعت و حافظين پاكباز آن، هر روز گستاختر از روز پيش عمل كرده و ميكنند ... در اين اتاق تهيپيكر خوانندگان عزيز «مهار بيابانزايي»! ميان اين همه انگار بياييد در برابر عشق بزرگ انسانهايي چنين بيدفاع و خاموش، كلاه از سربرداريم و حرمتشان را پاس داريم؛ انسانهاي وارستهاي نظير محيطبان زخمخوردهي پارك ملّي گلستان كه وقتي از او دليل عدم مراجعه به بيمارستان و پزشك براي مداواي زخمهاي پرشمار پيكر مجروحش پرسيده ميشود؛ زخمهايي كه هر يك، يادآور جدالي نابرابر با شكارگري ناجوانمرد است؛ با نرمي و سادگي پاسخ ميدهد: «خود سازمان نيز چنين درخواستي از من كرده و حتا هزينهي درمان را نيز ميپردازد، ولي پزشكان براي معالجه به حدود چند هفته وقت نياز دارند و من نميتوانم در اين مدت خارج از منطقه باشم، نميتوانم دوري حيات وحش را تحمل كنم، نميتوانم از شادابي جنگل، سر و صداي حيوانات، زمزمهي رودخانهها، آواز پرندگان و ... دوري بجويم، زندگيام با اين پارك در پيوند است و از آن انرژي ميگيرم، جوانيام را در پارك گذراندهام و حاضرم تا آخرين قطرهي خون خود نيز در راه حفاظت از اين پارك گام بردارم.» در شبي تاريك |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 0:17 توسط --- |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
شهید مهندس ناصر پیروی
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 شهریور 1387 اردیبهشت 1387 آذر 1386 آبان 1386 |
| پیوندها (این وبلاگ هیچ گونه مسئولیتی در قبال محتویات سایتهای پیوند داده شده ندارد) |
|
دیده بان محیط زیست ایران محیط بان جنگلبان For Nature مهار بیابان زایی دیده بان کوهستان همنهاد کویر-محیط زیست Design With Nature پیدا نهان طبیعت وهم سبز طراحی با طبیعت For Nature... بیابانها و کویرهای ایران |
|
RSS
|